تبليغاتX
وفای به عشق
این جمله رو تقدیم میکنم به کسی که برای او زنده ام و نفسهام تنها به عشق اون مییادو با یادش میره.

انجا كه عشق همراه يك طوفان به بلندي مي رود قصه اي آغاز مي شود.

قصه اي كه در داغ ترين قفس اسير است

كنون اي آشنا با دل با كوله باري كه بر شانه نحيفم سنگيني مي كند به سوي تو آمده ام

مرا بپذير تا در طولاني ترين راه ها مريد مكتب محبت تو باشم.

 

رندگي سوختن و ساختن است                   

                                     زندگي تجربه آموختن است

 

                                  عاشقا عاشق شدن كار دل است                 

                               دل چو دادي پس گرفتن مشكل است

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 13:22  توسط گیتا | 

                                                                                                    

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 0:54  توسط گیتا | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 22:42  توسط گیتا | 
این که جوونیم به پای تو تباه شد پشیمون نیستم فقط راضی نباش نابود

بشم کمکم کن به ذار تو اسمون دلت ستاره ای باقی بمونم در این سال

های طولانی تو این ماتمکده و توی این اتاق سرد و بی روح احساس

گنجشک های بی لونه رو دارم دلم می خواد پر بکشم شوق پروازم تویی

شاید ندونی خسته و دلشکسته ام دلم دریای درده به خاطر عشقمون منو

از این همه درد و سرگردونی نجات بده

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 22:40  توسط گیتا | 
 روزها منتظر یه قاصدک تا خبری برایم بیاورد ولی قاصدک ها هم نشانی را

گم کرده اند شب ها اسمان را نگاه می کنم تا شاید بتونم نشونیش رو از

ستاره ها بگیرم ولی ستاره ها هم یادشون رفته . نیم نگاهی به زمین

بندازم تا نگاه یه منتظر را ببینند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 22:30  توسط گیتا | 
شمع گر پروانه را سوخت از خودش چیزی ندید

                                                            اه عاشق سخت گیرد دامن معشوق را

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 18:42  توسط گیتا | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 18:34  توسط گیتا | 

عشق گلی است که در سرزمين اعتماد ميرويد

Love is like a flower which blossoms with trust

عشق اقيانوس وسيعی است که دو ساحل را به يکديگر پيوند ميدهد

Love is a wide ocean that joins two shores

عشق, فراموش کردن خود در وجود کسی است که هميشه و در همه حال مارا به ياد دارد

Love is totally forgetting yourself to someone that is always remembering you at all times

وقتی هيچ چيز جز عشق نداشته باشيد انوقت خواهيد فهميد که عشق برای همه چيز کافی است

When you have nothing left but love, then for the first time you become aware that love is enough

عشق ساکت است. اما اگر حرف بزند از هر صدايی بلندتر است

Love is something silent but it can be louder than anything when it talks

سئوال هرچه که باشد, پاسخ عشق است

No matter what the question is, love is the answer

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 18:32  توسط گیتا | 
 

 میخواهم فقط برای تو بنویسم 

 برای تو 

 آمدنت در زندگیم 

 نوید شادیها بود 

 زندگی بود،عشق بود 

 شیفتگی بود  

 دنیایی ازجنون و دلدادگی بود 

 میخواهم 

 برایت بنویسم ای تنهاترینم 

 چگونه آمدی 

 چگونه جای جای قلبم را  

 به تصرف عشق خودت در آوردی 

 گویا 

 این قلب فقط متعلق به تو بود 

 میخواستم برایت بنویسم 

 وقتی بیایی 

 در قلبی ساکن خواهی شد 

 که جز مهر تو 

 مهر دیگری در آن راه نخواهد داشت 

 وقتی بر قلبم قدم نهادی 

 همه جای قلبم متعلق به تو شد 

 میدانی؟ چشمانم منتظر آمدن تو بودند 

 میخواهم برای تو بنویسم 

 با آمدن تو قلبم پرشد از خاطره های شیرین 

 وقتی آمدی 

 آفتاب نگاهت 

 به زندگانیم روشنایی بخشید 

 ناگهان عشق تو 

 به مرز جنونم کشاند 

 اکنون همه وجودم متعلق به توست میخواهم برایت بنویسم 

 شبهای تنهایی من پر شده ازیاد تو 

 همه ثانیه های من به تو تعلق دارد 

 به تو مینویسم 

 همه هستیم، همه داشتن و نداشتنم 

 فقط و فقط مال توست 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 18:18  توسط گیتا | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 18:7  توسط گیتا | 
دوست داری بگم می خوام هر روز صبح با صدات بیدار شم و بعدش بگم با ساعت بودم

دوست داری بگم می خوام کنارت بخوابم و بعد بگم با بالشتم بودم

دوست داری بگم می خوام باهات حرف بزنم بعد بفهمی با ياهو هلپرم

این دفعه می گم دوست دارم . ولی به خدا با خودتم

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 19:16  توسط گیتا | 
جلسه محاكمه عشق بود و قاضي عقل،و عشق محكوم بود به تبعيد به

دورتريندنقطه مغز يعني فراموشي،قلب تقاضاي عفو عشق را داشت ولي

همه اعضا با او مخالف بودند قلب شروع كرد به طرفداري از عشق ،آهاي

چشم مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي ديدنش را داشتي،اي گوش مگر تو

نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي وشما پاها كه هميشه رفتن به

سويش بوديد حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟

همه اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند،تنها عقل

و قلب در جلسه ماندند عقل گفت:ديدي قلب همه از عشق بي زارند،ولي

متحيرم با وجودي كه عشق بيشتر از همه تورا آزرده چرا هنوز از او حمايت

ميكني!؟قلب ناليد و گفت:من با وجود عشق ديگر نخواهم بود و تنها تكه

گوشتي هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند و فقط با عشق

ميتوانم يك قلبي واقعی باشم

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 18:34  توسط گیتا | 
اگه با بودن من غم تو دلت جون میگیره

                                                    میمیرم که تا ابد قلب تو اروم بگیره

اگه با موندن من باغ تو ویرونه میشه

                                                   میمیرم اما میدونم دل بی تو دیوونه میشه

هرگز به دنبال کسی نباش که بتونی با اون زندگی کنی بلکه دنبال کسی باش که

نتونی بدون اون زندگی کنی

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 18:33  توسط گیتا | 
عشق چیست ؟ سه ثانیه نگاه . سه دقیقه خنده . سه ساعت صفا . سه

روز اشنایی . سه هفته وفاداری . سه ماه بی قراری . سه سال انتظار .

سی سال پشیمانی

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 18:25  توسط گیتا | 

تا وقتي كه دلت بود پيش دلم گرو

دامان مرا سخت گرفتي كه مرو

حالا كه دلت به ديگري مايل شد

كفش هاي مرا جفت كردي كه برو

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 11:39  توسط گیتا | 
۱ـ دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو بلکه بخاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم.

۲ـ هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی داردباعث ریختن اشکهای تو نمی شود.

۳ـ اگر کسی آنطور که می خواهی دوست ندارد به این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

۴ـ دوست واقعی کسی است که دست تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

۵ ـ بدترین شکل دلتنگی برای کسی آنست که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید.

۶ ـ هرگز لبخند را ترک نکن حتی وقتی ناراحتی چون هرکس امکان دارد عاشق لبخند تو شود.

۷ـ تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی .

۸ ـ هرگز وقتت را برای کسی که حاظر نیست وقتش را برای تو بگذراند نگذران .

۹ـ شاید خدا خواسته که بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را در این صورت وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکر گزار باشی .

۱۰ـ به چیزی که گذشته غم مخور به انچه پس از ان آمد لبخند بزن.

۱۱ـ همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش به کسی که تو را آزرده دوباره اعتماد نکن .

۱۲ـ خود را به فردی بهتر تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی قبل از انکه شخص دیگری را بشتاسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد .

۱۳ ـ زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظارش را نداری.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 11:33  توسط گیتا | 
چقدر سخته دلت بخواد گریه کنی اما بترسی کسی اشکت رو ببینه

چقدر سخته دلت بخواد داد بزنی اما بترسی که کسی صدات رو بشنوه

چقدر سخته بخوای بمیری ولی بترسی که کسی نیست واست اشک بریزه

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 20:39  توسط گیتا | 
اگه با بودن من غم تو دلت جون می گیره می میرم که تا ابد قلب تو اروم بگیره

اگه با موندن من باغ تو ویرونه میشه می میرم اما می دونم دل بی تو دیوونه میشه

 

همیشه حرفی رو بزن که بتونی بنویسیش چیزی رو بنویس که بتونی پاش امضا کنی

چیزی رو امضا کن که بتونی پاش با یستی 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 20:23  توسط گیتا | 
بزرگترین خیانت ها این است که به دوست خود که تو را راستگو می پندارت دروغ بگویی

 

وقتت را تلف ماتم گرفتن برای اشتباهات گذشته نکن از ان ها درس بگیر و بگذر

 

ارزش هر لحظه را با فکر کردن به لحظه ی بعد از دست نده

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 20:7  توسط گیتا | 
امشب به سوگ ارزو هایم نشسته ام و در غم نبودنت اشک فراق می ریزم

امشب شمع حسرت ارزو های بر باد رفته ام ذره ذره اب می شود

امشب برای مرگ ارزو هایم لباس سیاه پو شیده ام

کاش امشب کسی برای عرض تسلیت به خانه ی دلم می امد

کاش امشب تو بودی و دلداریم می دادی و دفتر کال ارزوهایم را ورق میزدی

اما افسوس که نیستی و زندگی بی تو قشنگ نیست

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 19:51  توسط گیتا | 
هی نشین غصه نخور رفته که رفته      اگه دوستت داشت نمی رفت اون که رفته

هی نشین چشم به راه رفته که رفته    اگه عاشق بود نمی رفت اون که رفته

بی خیالش مگه چند سال تو جوونی     بی خیالش مگه چند سال تو می مونی

بی خیالش اینا رسم روزگاره همشون کاره خداست حکمتی داره

یاده حرفای قشنگش می دونم مثل یه داغه   اون دلت خیلی گرفته شده قلب پاره پاره

اون که رفته دیگه رفته دیگه اون دوستت نداره   دیگه دست بردار عزیزم برو سوی عشق تازه

هیچ کسی نمی دونه توی دلت چی میگذره    حرفات اندازه یه کوه پر غرور خیلی ساده

اون که رفته دیگه رفته دیگه برگشتم نداره      اگه وستت داشت نمی رفت حتی واسه یه لحظه

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 19:36  توسط گیتا | 
بر مزارم بنویسید که مسافر بودم

     بنویسید که یک مرغ مهاجر بودم

          بنویسید که زمین معبد پر حادثه هاست

                   من در این معبد پر حادثه عابر بودم

بدترین درد این نیست که عشقت بمیره

     بدترین درد اون نیست که به اونی که دوست داری نرسی

          بدترین درد اون نیست که عشقت بهت نارو بزنه

               بدترین درد اینه که عاشق باشی ولی اون ندونه

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 22:25  توسط گیتا | 
 

.